بزپشم
مترادفها
پشم بز
لغت نامه دهخدا
بزپشم. [ ب ُ پ َ ] ( اِ مرکب ) مقابل بزموی است که بعربی شِعار گویند. بزوشم. مرعز. مرعزا. مرعزاء. مرعزی.( یادداشت بخط دهخدا ): ما له سبد و لا لبد؛ نیست او را بزموی و بزپشم. ( مهذب الاسماء از یادداشت دهخدا ).
جمله سازی با بزپشم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در روستاهای کوهستانی، استفاده از لباسهایی که از بزپشم تهیه شدهاند، به دلیل گرمای بسیار بالا در زمستان، یک سنت دیرینه و بسیار کاربردی محسوب میشود.
💡 آن بافنده قدیمی با مهارت بسیار زیادی، پارچهای ظریف و باکیفیت از بزپشم تولید کرد که برای ساخت پوشاک لوکس و گرم بسیار مورد توجه قرار گرفت.
💡 بافتنیهای ساخته شده از بزپشم به دلیل مقاومت بالا در برابر رطوبت و سرما، انتخابی ایدهآل برای کوهنوردان و افرادی است که در محیطهای سخت زندگی میکنند.