لغت نامه دهخدا
بریدنگاه. [ ب ُ دَ ] ( اِ مرکب ) محل بریدن. جای بریدن. مَقطَع. محل تقاطع. ( دانشنامه علائی ص 39 ): مُشدَّخ؛ بریدنگاه از گردن. ( منتهی الارب ).
بریدنگاه. [ ب ُ دَ ] ( اِ مرکب ) محل بریدن. جای بریدن. مَقطَع. محل تقاطع. ( دانشنامه علائی ص 39 ): مُشدَّخ؛ بریدنگاه از گردن. ( منتهی الارب ).