برشتنی
مترادفها
آبنبات، شیرینی
لغت نامه دهخدا
برشتنی. [ ب ِ رِ ت َ ] ( ص لیاقت ) قابلیت برشته شدن داشتن. که تواند برشته شدن. که برشته تواند شدن.
فرهنگ فارسی
قابلیت برشته شدن داشتن که تواند برشته شدن.
آبنبات، شیرینی
برشتنی. [ ب ِ رِ ت َ ] ( ص لیاقت ) قابلیت برشته شدن داشتن. که تواند برشته شدن. که برشته تواند شدن.
قابلیت برشته شدن داشتن که تواند برشته شدن.