برسفر

لغت نامه دهخدا

برسفر.[ ب َ س َ ف َ ] ( ص مرکب ) مسافر عازم سفر:
زاد برگیر و سبک باش و مکن جای قرار
خانه ای را که مقیمانْش همه برسفرند.ناصرخسرو.

جمله سازی با برسفر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در آن مهمانی باشکوه، انواع غذاهای لذیذ و ظریف برسفر چیده شده بودند که هر بیننده را با شکوه و زیبایی خود مبهوت و شگفت‌زده می‌کرد.

💡 معمولاً در سنت‌های قدیمی، صحبت کردن از مسائل جدی و سیاسی برسفر و هنگام صرف غذا، از نظر اخلاق اجتماعی و آداب معاشرت چندان پسندیده نیست.

💡 میزبان با دقت بسیار زیادی تمام پیش‌غذاها و نوشیدنی‌های متنوع را برسفر آورد تا مهمانان خود را در این شب زیبا به خوبی از خود راضی کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران