بر ریزیدن

لغت نامه دهخدا

بر ریزیدن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) برریختن. ریختن:
اشک من چون زر که بگدازی و برریزی بزر
اشک تو چون ریخته بر زر همی برگ سمن.منوچهری.و رجوع به ریختن شود.

فرهنگ فارسی

بر ریختن ریختن.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز