بدشیر تصویر معنی بدشیر مترادفها بدجنس، بدطینت متضادها خوشیمن، نیکیمن لغت نامه دهخدا بدشیر. [ ب َ ] ( ص مرکب ) بدذات. متقلب. از شیر مراد شیر مادر است و بدشیر دشنامی است که غالباً بمزاح به اطفال گویند. ( از یادداشتهای مؤلف ). کلمات مرتبط بد گوشت دژالود بد کردن بدساز ماضر