لغت نامه دهخدا
بامیکان. ( اِخ ) تلفظ کهن بامیان. ناحیتی است میان غور و غزنه و کابل. ( حاشیه پورداود بر ج 2 یشت ها ص 326 ):بلخ رود از کوه اپارسن به بامیکان می آید. ( حاشیه پورداود بر ج 2 یشت ها ص 326 ). و رجوع به بامیان شود.
بامیکان. ( اِخ ) تلفظ کهن بامیان. ناحیتی است میان غور و غزنه و کابل. ( حاشیه پورداود بر ج 2 یشت ها ص 326 ):بلخ رود از کوه اپارسن به بامیکان می آید. ( حاشیه پورداود بر ج 2 یشت ها ص 326 ). و رجوع به بامیان شود.