ابوسکنه تصویر معنی ابوسکنه لغت نامه دهخدا ابوسکنه. [ اَ س َ ن َ ] ( اِخ ) محمدبن راشد. تابعی است واز پدر خود و از معاویه و ابی الدّرداء روایت کند. کلمات مرتبط ابوعذیه ابوساریه ابوذراع ابوصحار گزارش محتوای نامناسب