بازپذیرنده

مترادف‌ها

گیرنده

لغت نامه دهخدا

بازپذیرنده. [ پ َ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) دوباره قبول کننده. پذیرنده. منفعل شونده:
طبع خلیفه قدری گرم گشت
بازپذیرنده آزرم گشت.نظامی.

جمله سازی با بازپذیرنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در فرآیندهای بیوشیمیایی پیچیده بدن، هر بازپذیرنده در سطح غشای سلول وظیفه دارد پیام‌های شیمیایی را از محیط اطراف دریافت و به سیگنال‌های داخلی تبدیل کند.

💡 دانشمندان داروسازی با بررسی دقیق ساختار هر بازپذیرنده خاص، تلاش می‌کنند تا داروهایی تولید کنند که با دقت بسیار بالا به هدف خود متصل شوند.

💡 زمانی که یک مولکول هورمون به بازپذیرنده مناسب خود در بافت‌های هدف می‌چسبد، سلسله‌ای از واکنش‌های زنجیره‌ای در داخل سلول آغاز می‌گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران