بازدارندۀ خوردگی
مترادفها
ضد خوردگی
فرهنگستان زبان و ادب
{corrosion inhibitor} [خوردگی] ماده ای با غلظتی خاص که به محیط خورنده اضافه می شود و از سرعت خوردگی می کاهد
ضد خوردگی
{corrosion inhibitor} [خوردگی] ماده ای با غلظتی خاص که به محیط خورنده اضافه می شود و از سرعت خوردگی می کاهد