باز پوشانیدن

مترادف‌ها

دوباره پوشاندن

متضادها

آشکار کردن، برهنه کردن

لغت نامه دهخدا

بازپوشانیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) فروپوشانیدن. مستور کردن. نهان کردن. پوشانیدن: و آب بسبب کثرت و انبوهی آن میل را بازپوشانیده است. ( تاریخ قم ص 297 ).

فرهنگ فارسی

فرو پوشانیدن مستور کردن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران