لغت نامه دهخدا
بادکردار. [ ک ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از تیز و تند. ( آنندراج ). شتابان و شتاب رونده. ( ناظم الاطباء ).
بادکردار. [ ک ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از تیز و تند. ( آنندراج ). شتابان و شتاب رونده. ( ناظم الاطباء ).
تند و تیز، تندرو.
کنایه از تیز و تند