لغت نامه دهخدا
( آیین پرست ) آیین پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) مطیع. منقاد. تابع. پیرو:
عروسانه بر کرسی زر نشست
شهنشاه را گشت آیین پرست.نظامی.
( آیین پرست ) آیین پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) مطیع. منقاد. تابع. پیرو:
عروسانه بر کرسی زر نشست
شهنشاه را گشت آیین پرست.نظامی.
( آیین پرست ) ( اسم صفت ) ۱ - آنکه طرفدار آیین و رسم است. ۲ - خدمتکار پرستار.