انادید
مترادفها
متضادها، نقیضها، مخالفها، همتاها، نظیرها
لغت نامه دهخدا
انادید. [ اَ ] ( ع اِ ) پراکنده بهر سوی: ذهبوا انادید؛ بهرسوی پراکنده رفتند، و همچنین است ذهبوا تنادید. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
متضادها، نقیضها، مخالفها، همتاها، نظیرها
انادید. [ اَ ] ( ع اِ ) پراکنده بهر سوی: ذهبوا انادید؛ بهرسوی پراکنده رفتند، و همچنین است ذهبوا تنادید. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).