اگشته

لغت نامه دهخدا

( آگشته ) آگشته. [ گ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف ) ترکرده. آلوده. آمیخته.( برهان ). آگسته. و رجوع به آگَسته شود:
دلش خود ز تخت و کله گشته بود
به تیمار اغریرث آگشته بود.فردوسی.
آگشته. [ گ ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف ) محکم بسته. ( برهان ). آگِسته:
خود مکن قصه دراز آخر نباشد کم زیان
چون طمع آگشته است از جبه و دستار تو.کمال اسماعیل.لیکن این بیت کمال اسماعیل ظاهراً در دعوی فرهنگ نویسان نیست.

فرهنگ عمید

( آگشته ) = آغشته

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز