لغت نامه دهخدا
اکلاح. [ اِ ] ( ع مص ) دندان سپید کردن در ترشرویی. || ترشروی گردانیدن کسی را. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
اکلاح. [ اِ ] ( ع مص ) دندان سپید کردن در ترشرویی. || ترشروی گردانیدن کسی را. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).