اهستگی کردن تصویر معنی اهستگی کردن مترادفها کند کردن، آهسته کردن متضادها شتاب دادن، سرعت بخشیدن فرهنگ معین ( آهستگی کردن ) ( ~. کَ دَ )(مص ل. ) به نرمی رفتار کردن. کلمات مرتبط تنشم خوشدلی کردن هواده اتاد ارامانیدن به نرمی رفتار کردن گزارش محتوای نامناسب