خوشدلی کردن

مترادف‌ها

شاد کردن، خوشحال کردن، مسرت بخشیدن، شادمان کردن

متضادها

غمگین کردن، اندوهگین کردن

لغت نامه دهخدا

خوشدلی کردن. [ خوَش ْ / خُش ْ دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نشاط کردن. شادمانی کردن.

فرهنگ فارسی

نشاط کردن شادمانی کردن

جمله سازی با خوشدلی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کیمیای خوشدلی خاک دیار اشرف است صیقل دلها هوای بی غبار اشرف است

💡 پیش ازین مشرب ما نیز سخن‌سازی بود لختی از خوشدلی غیر خبر داشته‌ایم

💡 ز بهر خوشدلی خویش درون دنیا را نگاه کن که چه کفت از طریق استادی

💡 دل به او دادیم و او دلدار ماست خوشدلی باشد که او دلدار اوست

💡 من دشمن جان این دل پرهوسم تا خود به چه خوشدلی ترا دارد دوست

💡 با عشق تو خوشدلی در ایّام نماند تو شاد بزی که رامش و کام نماند

💡 در جشن‌های سنتی روستا، مردم با رقص و آواز و خوردن غذاهای محلی سعی می‌کنند تا برای مدتی کوتاه، با خوشدلی کردن از سختی‌های زندگی رها شوند.

💡 دیدن لبخند بر لبان کودکان پس از دریافت هدیه‌های کوچک، باعث می‌شود که والدین با خوشدلی کردن و شادی فراوان، تمام خستگی‌های روزمره خود را فراموش کنند.

💡 وقتی دوستان قدیمی پس از سال‌ها دوری در یک مهمانی باشکوه دوباره دور هم جمع می‌شوند، همگی با خوشدلی کردن از خاطرات گذشته لذت می‌برند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران