اهتضاض
واژه «اهتضاض» از ریشه عربی گرفته شده و در متون قدیمی فارسی و عربی بهکار رفته است. در معنای اصلی، این واژه به مفهوم کوفتن و شکستن است. در بسیاری از فرهنگهای لغت کلاسیک مانند منتهیالارب، آنندراج و ناظم الاطباء، «اهتضاض» دقیقاً به همان عمل فیزیکی و شکستن چیزی اشاره دارد، چه بهصورت مستقیم و چه بهصورت استعاری.
در برخی منابع، «اهتضاض» علاوه بر معنای فیزیکی، به مفهوم مقصر شمردن خود یا تحمّل گناه به نفع دیگران نیز آمده است. این کاربرد بیشتر در متون اخلاقی دیده میشود و نشان میدهد که واژه نهتنها محدود به عمل شکستن جسمی است، بلکه بار معنایی روانی و اخلاقی نیز پیدا کرده است. به عبارت دیگر، شخصی که «اهتضاض» میکند، ممکن است بهطور استعاری مسئولیت اشتباهی را بهخاطر دیگری یا برای نجات فرد دیگر تحمّل کند.
مترادفها
هیجان، آشفتگی، تکان
متضادها
آرامش، سکون
لغت نامه دهخدا
اهتضاض. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) کوفتن و شکستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). شکستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). || مقصر شمردن نفس خود را جهت کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کوفتن و شکستن