«انقشاع» واژهای عربی است که به معنای گشایش، باز شدن یا روشن شدن چیزی به کار میرود. این کلمه اغلب در متون ادبی و عرفانی برای توصیف حالت گشوده شدن دل، فکر یا حقیقت به کار رفته است. «انقشاع» میتواند به معنای باز شدن درها، پنجرهها یا محیطها نیز باشد و نشاندهنده حالت آزادی یا روشنایی است. در مفهوم روانشناختی یا عرفانی، انقشاع به معنای آشکار شدن حقایق یا افکار درونی و تجربهای شفاف و روشن در ذهن یا دل است. این واژه بار معنایی مثبت دارد و بیانگر حالتی از گشودگی، وضوح و آشکار شدن است. «انقشاع» میتواند در زمینههای علمی نیز برای توصیف گشودگی یا انتشار نور، بخار یا ماده به کار رود. کاربرد این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی بسیار رایج بوده و شاعر یا نویسنده با آن به توصیف حالات روحی و فکری میپرداخته است.
انقشاع
لغت نامه دهخدا
انقشاع. [ اِ ق ِ ] ( ع مص ) پراکنده و گشاده گردیدن ابر از هوا و دل از غم. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). از بین رفتن اندوه از دل و بلا از شهرها. ( از اقرب الموارد ). واشدن میغ. ( تاج المصادر بیهقی ). باز شدن ابر. باز شدن هوا. صافی شدن هوا. ازمهلال. امزهلال. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
پراکنده و گشاده گردیدن ابر از هوا و دل از غم. صافی شدن هوا. باز شدن هوا.