انطسام
مترادفها
شکستن، گسیختگی، تکه شدن
متضادها
اتصال، پیوستگی
لغت نامه دهخدا
انطسام. [ اِ طِ ] ( ع مص ) محو شدن. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با انطسام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مباحث فیزیک هستهای، پدیده انطسام اتمی یکی از منابع اصلی تولید انرژی در رآکتورهای هستهای است که با کنترل دقیق انجام میشود.
💡 برخی از فیلسوفان در تحلیلهای خود به مفهوم انطسام هویت در جوامع مدرن اشاره کردهاند که نشاندهنده شکافهای عمیق فرهنگی و اجتماعی است.
💡 فرآیند انطسام ساختارهای پیچیده در طبیعت میتواند منجر به ایجاد الگوهای جدید و متنوعی از حیات و تنوع زیستی در اکوسیستمهای مختلف شود.