لغت نامه دهخدا
انساخ. [ اِ ] ( ع مص ) نویسانیدن، یقال: انسخه الکتاب فنسخه. || منسوخ یافتن.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( تاج المصادر بیهقی ).
انساخ. [ اِ ] ( ع مص ) نویسانیدن، یقال: انسخه الکتاب فنسخه. || منسوخ یافتن.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( تاج المصادر بیهقی ).