لغت نامه دهخدا
انحقاق. [ اِ ح ِ ] ( ع مص ) بند شدن گره، یقال: انحقت العقدة. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گره کور افتادن.( یادداشت مؤلف ). انشداد گره. ( از اقرب الموارد ).
انحقاق. [ اِ ح ِ ] ( ع مص ) بند شدن گره، یقال: انحقت العقدة. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گره کور افتادن.( یادداشت مؤلف ). انشداد گره. ( از اقرب الموارد ).