لغت نامه دهخدا
انجوک. [ اَ ] ( اِ ) انجرک. مرزنجوش. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِخ ) نام دشت و بیابانی است نامعلوم. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( هفت قلزم ). و رجوع به انجرک شود.
انجوک. [ اَ ] ( اِ ) انجرک. مرزنجوش. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِخ ) نام دشت و بیابانی است نامعلوم. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( هفت قلزم ). و رجوع به انجرک شود.
انجرک ٠ مرزنجوش نام دشت و بیابانی است نامعلوم ٠