امزاح تصویر معنی امزاح لغت نامه دهخدا امزاح. [ اِ ] ( ع مص ) وادیج ساختن انگور را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). چوب بست ساختن برای مو. ( از اقرب الموارد ). کلمات مرتبط اعتراش جازعه انباذ وتکژ ایریقاق