امرزیدن

مترادف‌ها

بخشیدن، آمرزیدن

لغت نامه دهخدا

( آمرزیدن ) آمرزیدن. [ م ُ دَ ] ( مص ) بخشیدن خدای تعالی گناه بنده را پس از مرگ. بخشیدن بزرگی جرم زیردستی را. مغفرت. غفران. عفو. صفح. اقاله. اغتفار. بخشودن. تجاوز. رحمت:
گناهم را بیامرز و چنان دان
که نیکی گم نگردد در دوگیهان.( ویس و رامین ).پادشاهان ما را آنانکه گذشته اند ایزدشان بیامرزاد و آنچه برجایند باقی داراد. ( تاریخ بیهقی ). بومحمد و ابراهیم گذشته شده اند ایزد ایشان را بیامرزاد. ( تاریخ بیهقی ).
روان پاک ابوبکر سعد زنگی را
خدای پاک بفضل و کرم بیامرزاد.سعدی.نظیر خویش بنگذاشتند و بگذشتند
خدای عز و جل جمله را بیامرزاد.حافظ.

فرهنگ معین

( آمرزیدن ) (مُ دَ ) [ په. ] (مص م. ) بخشیده شدن گناه توسط خداوند. غفران،آمرزش،آمرزیش.

فرهنگ عمید

( آمرزیدن ) بخشودن و عفو کردن و درگذشتن خداوند از گناه کسی پس از مردن او.

فرهنگ فارسی

( آمرزیدن ) ( مصدر ) ( آمرزید آمرزد خواهد آمرزید بیامرز آمرزنده آمرزیده آمرزش ). بخشودن خدا گناه بنده را ( مخصوصا پس از مرگ ) غفران مغفرت.

جمله سازی با امرزیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیاری از فیلسوفان معتقدند که توانایی امرزیدن خطاهای دیگران می‌تواند به آرامش روانی و سلامت عقل انسان در مواجهه با سختی‌های زندگی کمک بسیار بزرگی کند.

💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، شاعران همواره بر اهمیت امرزیدن و گذشت از کینه‌ها تأکید می‌ورزیدند تا صلح و دوستی میان انسان‌ها در جامعه برقرار گردد.

💡 اگر بخواهیم در یک جامعه سالم زندگی کنیم، باید یاد بگیریم که چگونه با بزرگواری، اشتباهات دوستانمان را امرزیدن و به آن‌ها فرصت دوباره بدهیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران