امحاح

لغت نامه دهخدا

امحاح. [ اِ ] ( ع مص ) کهنه شدن جامه. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || امحاح کتاب؛ خواندن آن. ( از اقرب الموارد ). || امحاح خانه؛ از میان رفتن اثر آن. ( از اقرب الموارد ).

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز