التحاج
مترادفها
استدلال، بحث و جدل، مشاجره
لغت نامه دهخدا
التحاج. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) مضطر گردانیدن کسی را. || مشتبه گردیدن کار بر کسی. ( منتهی الارب ).
استدلال، بحث و جدل، مشاجره
التحاج. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) مضطر گردانیدن کسی را. || مشتبه گردیدن کار بر کسی. ( منتهی الارب ).