اقویاء
مترادفها
قدرتمندان، نیرومندان، قویها
متضادها
ضعفا
لغت نامه دهخدا
اقویاء. [اَق ْ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قَوی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). نیرومندان. رجوع به قوی شود.
قدرتمندان، نیرومندان، قویها
ضعفا
اقویاء. [اَق ْ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قَوی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). نیرومندان. رجوع به قوی شود.