لغت نامه دهخدا
افیونگر. [ اَف ْ گ َ ] ( ص مرکب ) افیون ساز. درست کننده افیون:
اینت افیونگر است و آنت شکرگر
هر دو به خاک اندرون برابر و مقرون.ناصرخسرو.
افیونگر. [ اَف ْ گ َ ] ( ص مرکب ) افیون ساز. درست کننده افیون:
اینت افیونگر است و آنت شکرگر
هر دو به خاک اندرون برابر و مقرون.ناصرخسرو.
افیون ساز. درست کننده افیون