افرض تصویر معنی افرض مترادفها فرض، پنداشت لغت نامه دهخدا افرض. [ اَ رَ ] ( ع ن تف ) ماهرتر در علم فرایض. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ماهرتر در فرایض. ( ناظم الاطباء ). و فی الحدیث: افرضکم زیدبن ثابت. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || واجب تر. کلمات مرتبط اوجب ابرع اصوب اسهد لازم شدن