لغت نامه دهخدا
افتکاک. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) از گرو بیرون آوردن گروی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گرو بازستدن. ( تاج المصادر بیهقی ). خلاص کردن. جدا شدن. فک. بازگشادن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || در فقه عبارتست از منحل ساختن عقد رهن با یکی از موجبات فک آن. و رجوع به کتاب شرایعالاسلام در کتاب الرهن شود.