اغرده
لغت نامه دهخدا
( آغرده ) آغرده. [ غ َ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) نم دیده. خیسیده. ترشده:
بدرد خاست کمرگاه و پشتت از ترّی
که پوشش زبرین تو بود آغرده.سوزنی.معنی جامه تنگ و نازک و نیز تنگ و پاره پاره بدین کلمه داده و به همین بیت استشهاد کرده اندو ظاهراً همان معنی خیسیده و نم دیده انسب است، مگر شواهد دیگری یافته شود. || خوردشده.
فرهنگ عمید
( آغرده ) ۱. نم دیده، خیسیده.
۲. آشامیده.