گنگ و منگ

لغت نامه دهخدا

گنگ و منگ. [گ ُ گ ُ م ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) رجوع به گُنگ شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) خمیده کج کوژ ( مادر زاد و غیره ): که ببینی پس از ین از قبل خدمت تو پشت اعدای تو چون پشت حمایل شده گنگ. ( سنائی )

جمله سازی با گنگ و منگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حذف پاره اى از حديث و نهادن كلامى گنگ و مبهم به جاى آن حذف تمام خبر از سيرهصحابه با اشاره به حذف آن

💡 تا سپهرست و فلک پایهٔ ماه و خورشید تا به هندست و به چین معدن گنگ و ار تنگ

💡 این شهر با جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر در محل تلاقی دو رودخانه گنگ و یامونا واقع شده‌است.

💡 گنگ ساغر بسیار بزرگ هر سال در این روز در محل تلاقی رودخانه گنگ و خلیج بنگال برگزار شده‌است. هزاران نفر از هندوها در آب غوطه ور شده و برای اجداد خود تارپان را انجام می‌دهند.

💡 بساط رادی افکنده، ز نعمت گیتی آگنده شده نامش پراکنده ز چین تا گنگ و تا نیسر

💡 تا بود اندر تلون زرد زرد و آل آل تا بود مانند (صامت) گنگ گنگ و لال لال

صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز