اعفت

لغت نامه دهخدا

اعفت. [ اَ ف َ ] ( ع ص ) گول. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). احمق. ( اقرب الموارد ). || مرد چپه دست. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). چپه. ( یادداشت بخط مؤلف ). || آنکه سخن به دشواری تواند گفت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کندزبان در لغت تمیم. ( از اقرب الموارد ). شکسته زبان. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

گول. یا مرد چپه دست

فوک یعنی چه؟
فوک یعنی چه؟
لب تر کردن یعنی چه؟
لب تر کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز