در یکی از کاربردهای اصلی، «اعزاب» به معنای دور شدن یا دور کردن چیزی یا کسی از جایگاه خود است و در متون لغوی برای بیان مفهوم جدا شدن و فاصله گرفتن به کار میرود. در همین معنا، این واژه میتواند به حالتی اشاره داشته باشد که فرد یا شیء از مبدأ یا زمان آغاز خود فاصله گرفته و به نقطهای دورتر منتقل شده باشد.
در کاربردی دیگر، «اعزاب» در مورد حیوانات به ویژه شتر و چهارپایان استفاده میشود و به دور شدن آنها از گله یا صاحبشان در هنگام چرا در بیابان اشاره دارد. در این حالت، منظور حیواناتی است که در چراگاه پراکنده شده و برای مدت طولانی از محل اصلی یا صاحب خود فاصله میگیرند و به مناطق دورتر برای یافتن علف میروند.
همچنین در زبان عربی، این کلمه به معنای به حال عزب درآوردن یا کسی را بدون همسر قرار دادن نیز آمده است و به وضعیت تجرد اشاره دارد. در کاربرد اسمی، «اعزاب» جمع واژه «عزب» است و به مردان یا زنانی گفته میشود که بدون همسر هستند و ازدواج نکردهاند، و این واژه شامل هر دو جنس میشود.
در برخی متون تاریخی، این واژه به عنوان نام یا اصطلاحی برای گروهی از افراد مجرد و جنگجو به کار رفته است که در شرایط خاص اجتماعی زندگی میکردهاند. این افراد معمولاً ازدواج نکرده بودند و در برخی دورهها به صورت گروهی در فعالیتهای جنگی یا حمایتی حضور داشتند.
همچنین در روایتهای قدیمی از اسبی به نام «هِراوة الاعزاب» یاد شده است که به این افراد مجرد و جنگجویان بدون همسر اختصاص داشته و در جنگها از آن استفاده میکردهاند، به طوری که در برخی نقلها گفته شده است این گروه با شرکت در نبردها و به دست آوردن غنیمت، زمینه مالی لازم برای ازدواج خود را فراهم میکردند.