اعتراک
مترادفها
اعتراض، ممانعت، مانع شدن
متضادها
موافقت، تایید
لغت نامه دهخدا
اعتراک. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) انبوهی کردن در جنگ گاه. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). انبوهی کردن مردم در جنگ گاه. ( ناظم الاطباء ). انبوهی کردن و سخت کردن جنگ برخی را. ( از اقرب الموارد ). انبوهی کردن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). جمع شدن. ( یادداشت مؤلف ). || کشتی گرفتن و کارزار آغازکردن در جنگ گاه. ( از اقرب الموارد ). || انبوهی کردن شتران در آبخور. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). جمع آمدن شتران در آبخور. ( از اقرب الموارد ). || بر خویشتن برداشتن زن لته را. ( ناظم الاطباء ). لته را در خود کردن زن. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
انبوهی کردن در جنگگاه. انبوهی کردن مردم در جنگ گاه. انبوهی کردن و سخت کردن جنگ برخی را. انبوهی کردن.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
عرو (۳ بار)ک (۱۴۷۸ بار)
جمله سازی با اعتراک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در قواعد زبانشناسی، اعتراک نوعی از کلمات است که برای بیان احساسات ناگهانی مانند تعجب یا شادی در میان یک جمله به کار میرود.
💡 استاد دستور زبان توضیح داد که کاربرد اعتراک در جملات میتواند لحن و شدت احساسات گوینده را به شکلی بسیار مؤثر و ملموس تغییر دهد.
💡 او در تحلیل متن، به نقش اعتراک در ایجاد تنوع و پویایی در گفتگوهای روزمره و تقویت قدرت بیان نویسنده در آثار ادبی پرداخت.