اطلاق فرمودن
مترادفها
رها کردن، صادر کردن
متضادها
مهار کردن، بازداشتن
لغت نامه دهخدا
اطلاق فرمودن. [ اِ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) اطلاق کردن. رها کردن. فروگذاشتن: شهوات و نهمات را طلاق داده بود و محظورات و محرمات را اطلاق فرموده. ( سندبادنامه ص 32 ). رجوع به اطلاق و اطلاق کردن شود.
فرهنگ فارسی
اطلاق کردن. رها کردن. فرو گذاشتن شهوات و نهمات را طلاق داده بود و محظورات و محرمات را اطلاق فرموده.
جمله سازی با اطلاق فرمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متن قراردادهای رسمی، معمولاً از عباراتی نظیر اطلاق فرمودن بر مفاهیم حقوقی برای جلوگیری از هرگونه ابهام در تفسیر بندهای مختلف قرارداد استفاده میگردد.
💡 قاضی پس از مطالعه دقیق مستندات ارائه شده در دادگاه، اطلاق فرمودن عنوان جرم خاص به متهم را بر اساس شواهد موجود در پرونده صادر کرد.
💡 در مکاتبات اداری بسیار رسمی، نویسنده ممکن است برای رعایت ادب و احترام، از عبارت اطلاق فرمودن در پاسخ به پرسشهای مطرح شده توسط مخاطب استفاده کند.