معاف فرمودن
مترادفها
بخشیدن، عفو کردن، گذشت کردن
متضادها
مجازات کردن، تنبیه کردن، توبیخ کردن
لغت نامه دهخدا
معاف فرمودن. [ م ُ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) معاف کردن. ( ناظم الاطباء ). معاف داشتن. رجوع به معاف کردن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) معاف داشتن.
معاف کردن معاف داشتن
جمله سازی با معاف فرمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مقامات عالیرتبه تصمیم گرفتند که تمامی گروههای آسیبپذیر را از پرداخت هزینههای اضافی خدمات عمومی در فصل زمستان کاملاً معاف فرمودند تا بار مالی کم شود.
💡 هیئت مدیره شرکت تصمیم گرفت که کارمندان مستحق را از حضور در جلسات عصرگاهی معاف فرمودند تا تعادل میان کار و زندگی حفظ گردد.
💡 در قرارداد جدید ذکر شده است که در صورت بروز حوادث غیرمترقبه، طرفین موظف به معاف فرمودن یکدیگر از مسئولیتهای مالی سنگین هستند.