معاف فرمودن
مترادفها
بخشیدن، عفو کردن، گذشت کردن
متضادها
مجازات کردن، تنبیه کردن، توبیخ کردن
لغت نامه دهخدا
معاف فرمودن. [ م ُ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) معاف کردن. ( ناظم الاطباء ). معاف داشتن. رجوع به معاف کردن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) معاف داشتن.
معاف کردن معاف داشتن