لغت نامه دهخدا
( آشوغ ) آشوغ. ( ص ) مجهول. غیرمعروف. ناشناس. نامعروف. ( تحفةالاحباب اوبهی ). گمنام:
چه کنم از جفای دهر که من
هستم آشوغ در میان شما.طرطری.
اشوغ. [ اُ ] ( ص ) شخص مجهول النسب و مفقودالبلد را گویند. ( برهان ) ( هفت قلزم ) ( انجمن آرا ). آشوغ. ( آنندراج ). رجوع به آشوغ شود. در تداول امروز، مجهول الهویه. بیوطن.