اشتراق
مترادفها
روشنایی، تابش، درخشش، تجلی، اشراق
متضادها
غروب، تاریکی، ظلمت
لغت نامه دهخدا
اشتراق. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) قدید کردن گوشت و نهادن آن در آفتاب تا خشک گردد. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
قدید کردن گوشت و نهادن آن در آفتاب تا خشک گردد.
روشنایی، تابش، درخشش، تجلی، اشراق
غروب، تاریکی، ظلمت
اشتراق. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) قدید کردن گوشت و نهادن آن در آفتاب تا خشک گردد. ( منتهی الارب ).
قدید کردن گوشت و نهادن آن در آفتاب تا خشک گردد.