صخم تصویر معنی صخم مترادفها سیاهی، دوده لغت نامه دهخدا صخم. [ ص َ ] ( ع مص ) سوختن چیزی را آفتاب. ( منتهی الارب ). کلمات مرتبط تشمیس لذعه صعرره تشهیب افتاب زدن اصهیرار کخم گزارش محتوای نامناسب