اسمانگونه
مترادفها
آسمانی، آسمانمانند
متضادها
زمینی
لغت نامه دهخدا
( آسمانگونه ) آسمانگونه. [ س ْ / س ِ گو ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) روباه کبود. سبحونه.
آسمانگونه. [ س ْ / س ِ گو ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) برنگ آسمان. آبی. لاجوردی. کبود. || چون آسمان.
فرهنگ فارسی
( آسمانگونه ) ( صفت ) آسمانگون ( بهر دو معنی ).
روباه کبود آبی