کبود طست

لغت نامه دهخدا

کبود طست. [ ک َ طَ ] ( اِ مرکب ) تشت کبود. || کنایه از آسمان است. ( برهان ):
خایه زر پرید مرغ آسا
از پی این کبود طست آخر.خاقانی.و رجوع به کبود طشت شود.

فرهنگ فارسی

تشت کبود کنایه از آسمان است

جمله سازی با کبود طست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه شاخ ها تا به چرخ کبود به هم برشده تنگ چون تار و پود

💡 آید بنفشه را ز سمن رشگ از آن قبل رویش کبود گردد و پشتش خم شود

💡 آنکه بی دلق و صدره سیهش آسمانها کبود پیرهنند

💡 آن دلق به صد پاره و آن صوف کبود افتاده به زیر پای دُردی‌کش باد

💡 تا که گردد ز تو خدا خشنود بردت از زمین به چرخ کبود

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز