اسقال

لغت نامه دهخدا

اسقال. [ اِ ] ( معرب، اِ ) اسقیلا. اسقیل. ( تحفه حکیم مؤمن ). پیاز دشتی. ( منتهی الارب ). عنصل. بصل الفار. رجوع به اسقیل شود.

فرهنگ فارسی

اسقیلا. اسقیل. عنصل.

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز