دست امدن

لغت نامه دهخدا

( دست آمدن ) دست آمدن. [ دَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) بدست آمدن. حاصل شدن. یافت شدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). پیدا شدن و حاصل گشتن. ( ناظم الاطباء ):
دست ناید بی درم در راه نان
لیک هست آب دو دیده رایگان.مولوی.- به دست آمدن؛ در اختیار قرار گرفتن. نصیب شدن: دین و دنیا وی را بدست آید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 386 ).
هرگز اندیشه نکردم که توبا من باشی
چون بدست آمدی ای لقمه از حوصله بیش.سعدی ( کلیات ص 492 ).|| عمل آمدن. || صادر گشتن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( دست آمدن ) بدست آمدن حاصل شدن یافت شدن

جمله سازی با دست امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واکنش‌های میکروسکوپی انجام شده در کاربردهای مبتنی بر قطره معرف‌ها را از صدمه محافظت کرده و زمان واکنش را به میزان کیلوهرتز کاهش می‌دهد. افزایش معرف به میکروراکتورهای قطره‌ای به دلیل سختی به دست آمدن مواد ترکیب شده تجدید پذیر به میزان کیلوهرتز بدون آلودگی قطره به قطره مرکز توجهی برای تحقیقات بوده است.

💡 به دست آمدن کلفت‌ترین لایهٔ کف ممکن، اوج هنر قهوه درست کردن به حساب می‌آید. یک راه برای هرچه ضخیم شدن لایهٔ کف، ریختن قهوه به آرامی و بالابردن قهوه‌جوش حین قهوه ریختن است. فنجانی که ضخیم‌ترین لایهٔ کف را دارد بهترین فنجان در نظر گرفته می‌شود.

💡 چرخش بلور دو تأثیر عمده بر ساختار بلور دارد. چرخش بلور در به دست آمدن سطح مقطع دایروی بلور کمک می‌کند. بدون چرخش، بلور به‌سرعت در جهاتی رشد می‌کند که انتقال حرارت از مذاب به بلور کمترین باشد؛ لذا اگر کوره ذوب، توزیع حرارتی متقارنی حول محور بلور ایجاد نکند، بلور به شکل نامتقارن و غیردایروی رشد می‌کند.

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز