اسفیداج محروق
لغت نامه دهخدا
اسفیداج محروق. [ اِ ج ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سرنج. اسرنج. سُنج.زرقون. زنجفر. سندوقس. ( برهان ). اسلیقون. سلیقون.
فرهنگ فارسی
سرنج
جمله سازی با اسفیداج محروق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در فرآیندهای سنتی تولید رنگ، اسفیداج محروق از طریق حرارت دادن مداوم مواد اولیه به دست میآمد که ویژگیهای رنگی متفاوتی نسبت به نوع معمولی داشت.
💡 متخصصان بازسازی آثار هنری قدیمی، هنگام استفاده از اسفیداج محروق باید دقت بسیار زیادی به خرج دهند تا بافت و رنگ اصلی نقاشی دچار تغییر نشود.
💡 بررسیهای شیمیایی نشان داده است که اسفیداج محروق به دلیل فرآیند حرارتی خاصی که طی آن تولید شده، خواص فیزیکی متفاوتی نسبت به اسفیداب معمولی دارد.