لغت نامه دهخدا
اسفهرود. [ اِ ف َ ] ( اِ ) سنگخواره. قطا. اسفرود. هوذه: مَفْحَص؛ آشیان اسفهرود. ( السامی فی الاسامی ).
اسفهرود. [ اِ ف َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شهاباد بخش حومه شهرستان بیرجند واقع در 18000 گزی جنوب خاوری بیرجند. کوهستانی.معتدل. سکنه 534 تن. آب از قنات. محصولات غلات، میوه،پیله ابریشم، بادام. شغل اهالی زراعت، مالداری، کرباس بافی. راه مالرو است. کلدنه گلیان و چشمه عباس کاظم جزء همین ده است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).