اسفاهی تصویر معنی اسفاهی متضادها عاقل، دانا، خردمند لغت نامه دهخدا اسفاهی. [ اِ ] ( ص نسبی ) اسپاهی. سپاهی: جمله خلایق را بتمیشه برد از اسفاهی و حواشی. ( تاریخ طبرستان ). کلمات مرتبط خوردنین فایشی سلاحی اسفذنی اصطم اسفرایینی