استیفاض

لغت نامه دهخدا

استیفاض. [ اِ ] ( ع مص ) شتافتن. ( منتهی الارب ). شتافتن در رفتن و آوردن. ( تاج المصادر بیهقی ). شتافتن در رفتن و در راندن. ( زوزنی ). دویدن. بشتاب رفتن. || شتافتن خواستن. || پراکنده شدن شتران. || شتابانیدن. || راندن. || از شهر بدر کردن. نفی کردن. ( از منتهی الارب ). تبعید کردن. جلای وطن دادن.

فرهنگ فارسی

شتافتن

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
لئون کاهون یعنی چه؟
لئون کاهون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز